چه بی قیل و قال و هیاهو، چه تنها
من این سوچه بی کس، تو آن سو چه تنها
جهان همچنان می زند دور باطل
چه بامن چه با تو چه با او چه تنها
غریبانه باری، بهاری می آید
چه بی چلچله بی پرستو چه تنها
ـ به امید نوروز شاید ـ می آید
از آن دورها عطر شب بو چه تنها
□
پس از کوچ تو من ولی هیچ و پوچم
شگفتا! که ماندم در این کوچه تنها
|+|
نوشته شده توسط جواد زهتاب در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 10:50
